چیستی حوزه :
امروز میخواهم یک مقداری به صورت کلان دربارۀ حوزه صحبت کنم. حوزه فقط یک مرکز آموزشی نیست.
اصلاً حوزه چیست؟
من بزرگانی دیدم که خدا رحمت کند ایشان را واقعاً تلقیشان از حوزه همین بود که اینجا فقط یک مرکز آموزشی است. میگفت یکی میخواهد فیزیک یا ریاضی بخواند، میرود دانشگاه و یکی میخواهد علم دین بخواند، میآید حوزه.
این تلقی به نظر من خیلی تلقی محدودی است. در این حد حوزه را دیدن، حوزه از واقعیتش و حقیقتش خیلی دور میکند. برای اینکه معلوم شود حوزه چیست، باید از یک روش مقایسهای استفاده کنم و حوزه را با دانشگاه مقایسه کنیم؛ البته بعضی کارها متأسفانه در حوزه میشود و بعضیها حوزه را با دبیرستان اشتباه میگیرند.
من به یکی از بزرگان گفتم شما حوزه را با دبستان اشتباه گرفتید و نه حتی دبیرستان. یکی از بزرگان خدا حفظ کند ایشان را، سالها پیش این جمله از ایشان منتشر شد که فرموده بودند برای اینکه در حوزه نظم پیدا شود، باید در کلاسهای زنگ گذاشته شود و زنگ بزنند که الآن درس شروع شده است!
چون ایشان تصورش مدرسه دبستانی بود که رفته بود و بعد آنجا دیده بود که وقتی زنگ میزنند، بچهها میروند سر کلاس و زنگ که میزنند، بچهها میروند زنگ تفریح. واقعاً مشکل مدرسۀ آقای گلپایگانی ـ رضوان الله علیه ـ این است که زنگ ندارد؟ اگر ما زنگ بگذاریم، مشکل حل میشود؟
پس اینکه من می گویم بعضی این تلقی را دارند، نه اینکه یک بچه طلبه یا یک نفر که خارج از حوزه است و نمیداند حوزه را با هـ دو چشم مینویسند یا ح حطی، این را میگوید، بلکه این اظهار نظر بعضی از بزرگان است.
شاید هم من تعبیر ایشان را نمیفهمم! ولی آن که بنده میفهمم به عنوان یک طلبۀ کوچک آن است که وقتی میخواهیم حوزه را با یک مرکز آموزشی مقایسه کنیم، قاعدتاً باید با دانشگاه مقایسه کنیم نه حتی دبیرستان چه رسد به دبستان و کودکستان.
برچسب:
نویسنده: مهراد اسدی